زندگينامه نمايند محترم كهگيلويه و بوير احمد
ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در یکشنبه 27 تیر1389ساعت18:39توسط asoudi |
فرارو نوشت:
عبدی میگوید: «یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟! گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟ گفتم: آره. گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. من فقط دوستش داشتم.»
+نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن1390ساعت10:56توسط asoudi |
دومين فرماندار كشور
+نوشته شده در یکشنبه 27 تیر1389ساعت18:31توسط asoudi |
شاعر و بازیگر استان کهگیلویه وبویراحمد
+نوشته شده در یکشنبه 13 تیر1389ساعت19:28توسط asoudi |
جناب حجتالاسلام آقاي حاج شيخ مهدي كروبي ايدهاللهتعالي
+نوشته شده در جمعه 11 تیر1389ساعت12:39توسط asoudi |
زندگی نامه حسين پناهي
+نوشته شده در جمعه 11 تیر1389ساعت8:51توسط asoudi |
عاشقانه دوست دارم
+نوشته شده در چهارشنبه 9 تیر1389ساعت21:37توسط asoudi |
به خدا خجالت میکشم بهت بگم
+نوشته شده در چهارشنبه 9 تیر1389ساعت21:34توسط asoudi |
شب و نازی ‚ من و تب
+نوشته شده در سه شنبه 8 تیر1389ساعت8:30توسط asoudi |
چشم من و انجیر------------ خیلی شعر با حالیه
ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در سه شنبه 8 تیر1389ساعت8:27توسط asoudi |


